امنيت اجتماعي، فراتر
از امنيت سياسي
حكومت هاي موفق و دولت هاي مردمــي در راس برنامه هاي خويش معمولا دو پروسه «
طولاني مدت و كوتاه مدت » را مد نظر قرار داده وبــــــه نسبت ا لتزاما ت هر يك
اقدامات لازم را انجام ميدهند . كارشناسان خبره كه هر يك بايستي در خصوص موضوع
واحدي خبره شناخته شوند ، در مــورد همان مو ضوع ، راه كارها و امكانا ت و ا لزاما
ت را مطرح نموده و كل مـوارد را در اختيار مسئول امر قرار ميدهند . و بالطبع
مســــئول ، با توجه به مسئوليتي كه دارد نسبت به اجـــــراي تك تك اين موارد همت
مي گمارد . دادن حق تقدم و تاخر در اين موارد از نكات ظريف و در عين حال بسيار
ضروري مي نمايد كـــــــــه اين امر نيز از سوي همان كارشناسان ذيربط
بــــــــررسي و اعلام ميگردد . فلذا وجود كارشناساني كه از هر جهت محيط به موضوع
و مسئله مورد نظر باشند همواره بسيار ضروري و در واقع قدم اول هر اقدامي است .
آنچه و آ ن كه اين كارشناسان را تعيين و صلاحيت مي نمايد در وا قع كارنامه شخصي و
علمي آن كارشناس است و ا ين ا ز مواردي ا ست كه اعمال هر گونه نظر فردي و ملاحظات
شخصي ، در نتيجه كار بسيار فاجعه انگيز مي نمايد . چراكه كارشناسي امر، سنگ ا ول
بنا مي نمايد و در صورت نا مناسب بودن اين سنگ ، كل بنا در هم مي ريزد .
در سيستم حكومتي كشور ما متاسفانه در خصوص انتخاب كارشناسان خــــــــــــبره
چندان حساسيتي و دقتي به كار نمي رود و عليرغم بن بست هاي پي در پي در خصوص برنامه
هاي بسياري ، چه طولاني مد ت و چه كوتاه مد ت ، هنوز هم سنگ ا ول بنا چندان
جـــــدي گرفته نمي شود . و از اين سهل انگاري چه زيانهاي غير قابل جبراني كه نصيب
برنامه هاي سياسي – اجتماعي – مدنــــــي – فرهنگي – اقتصادي – خانوادگي – اخلاقي
– مذهبي – بين المللي – علمي – ورزشي و.... كل جامعه كشوري نمي گردد !
اخبار كمرنگي كـــــه از فجايع اخلاقي و اجتماعي صورت گرفته در طبقات مختلف جامعه
حاضر در رسانه هاي عمومي منعكس ميشوند و اخبار واقعـــــي كه در ميان مردم بالطبع
و به سهولت رد و بدل ميگردد ، هر انسانــــــي را چنان وحشت زده و مايوس مي نمايد
كه عملا از نهايت كار چشم مي پوشد و خود و خانواده خود و تمامـي منافع خود را به
امان خدا رها ساخته و هيچ راه علاجــــي را نيز توان تصور نمي يابد . اخبار قتل
هاي فجيع فردي و دسته جمعي – قتل پدر توسط پــسر – قتل اعضاي خانواده توسط پــــدر
– قتل مادر بـــزرگ توسط نوه – قتل كودكان بـــــي گناه – زنان بي پناه – جوانان
بي تجربه .... و صدها نوع ديگر از اين فجايع در واقع شناسنامه حقيقي جامعه اي است
كه در آن با ترس و استرس فراوان زندگي مي كنيم .
به راستـــي براي شناختن ريشه چنين معظلات و فجايعي كارشناساني مشغول كار هستند يا
نه ؟ به راستي مسئولي به جهت چنين شناسنامه اي هيچ دغدغه اي به خود راه مـــــي
دهد ؟ آيا كسي از خود نمي پرسد چرا انجام اعما ل خلاف از ريز و درشت و از هر نوعي
، چنين آسان از انسانهاي جامعه ما سر مي زند ؟
متاسفانه بسياري از مسئولان با بـــي توجهي به مسائل اصلي و اساسي ، مدام دم از
امنيت سياسي و امنيت ملـــي مــــــــي زنند و اين مسئله را به گونه اي بزرگ مي
نمايند كه انگار تنها دغدغه مردم امينت سياسـي است و ديگر هيچ كمبودي در هيچ موردي
از موارد ملموس وجود ندارد . اين دم زدن ها اگرچه در ابتداي امر واقعي مــــــــي
نمود اما با فاصله گرفتن از حقايق جاري ، اين كلمات نيز كم كم رنگ شعار و عوام
فريبي به خود گرفته ا ست و مردم را چنان مستاصل نموده است كه در بر خورد با چنين
عنوان هايي اظهار بي توجهي و سكوت قبلي را تبديل به اظهار سئوال هايــــي جدي و
قابل بحث نموده اند. ملتـي كه ا ز حق ا نديشيدن سياسي محروم گردد بالطبع هيچ تعبيري
ا ز امنيت سياسي نخواهد دا شت . ملتي كه ازآمار بالاي خلاف كاريها در چهار ديواري
منزل خويش نيز امنيت نداشته باشد نمــي تواند به تفكرات والاتري چون امنيت ملــــي
و سياسي بينديشد . ملتي كه در تمامي سطوح جامعه مورد تحقير و كوچك انگاري قرار
گرفته شود ديگر به خود اجازه نمي دهد كه بدنبال راه حل و راه چاره اي باشد .
متاسفانه كارشناسي هاي نادرست سالهاي قبل ، امـــروزه جامعه مارا به مرحله اي از
سقوط رسانده است كه پارك هاي محل تفريح خانواده ها به مكان هاي دزدي و جنايت – محل
تجمع معتادان و قاچاقچي ها – محل دختران فراري و باج گــــيران قلدر – به محل
منكرات بالفعل تبديل گرديده است. آماربالاي طلاق– آمار غير قابل باور خودكشي –
آمار كلاهبرداري – آمار جعل و دزدي و صد ها آمار ديگر ، هر چند غير واقعي ، اما
زنگ خطري عظيم راكه ثانيه اي با ما فاصله ندارد، به صدا در آورده است . واقعا چه
كســـي مسئول رسيدگي و پايان دادن به اين آمار غير انساني و غير اخلاقي است ؟
مردماني كه به بيماران روانــــــــي از نوع مال اندوزي و خودخواهــــــي تبديل
شده اند ؟ يا مسئولانــــــــــي كه به وسوا س مقام پرستي و ميز دوستي تبديل شده
اند ؟ راستي چه كسي « پا سخگو » ست ؟
زهره وفايي

http://www.kitablar.com
http://www.kitablar.org/