فئوداليسم در تجارت
فئوداليسم در تجارت
منطقه وسيع تالش ، شامل آستارا – تالش – اسالم – خلخال و
لنكران از ديرباز به سبب استعداد خاص كشاورزي و دامداري منطقه و نيز به جهت علاقه
افراد بومي اين محل ، همواره بهترين مركز براي كشاورزي و دامداري بوده و هست . زمين مستعد و
باران كافي به همراه مردمان سخت كوش و صديق اين منطقه دست به دست هم داده و خطه اي
سرسبز و سراپا نعمت و بركت را بوجود آورده است . محصولات باغي و دامي ماحصل از اين
منطقه نه تنها در كشور بلكه در منطقه قفقاز منحصر بفرد ميباشد و با اين اوصاف
طبيعي است كه اين منطقه همواره در معرض طمع ورزي افراد سود جو و نيز مردمان زحمتكش
آن مورد استثمار همين افراد فرصت طلب دايما قرار داشته باشند . چنانكه در تاريخ
فئوداليسم اراضي كشاورزي ، اين منطقه داراي ظالم ترين و زورگوترين فئودال هاي
درباري بوده و محصولات آن به همراه زحمات ساليانه افراد بومي آن به يغما مي رفت .
در نتيجه همين سياست فئوداليسم حمايتي است كه حتي امروز هم چنين منطقه پربركتي
هنوز نتوانسته است با تكيه بر در آمدهاي خود به آسايش و آبادي نسبي ، حداقل ، دست
يابد . در سايه همين سياست فئوداليسمي بازار محصولات منطقه چنان محدود و بي ثمر
ميگردد كه گاهي كشاورزان مجبور به رها نمودن زمين و باغات خود گرديده و همانند
بسياري از هم كيشان خود براي عملگي و كارهاي پست و شغل هاي كاذب راهي مراكز بزرگ
شهري گرديده اند . آمار مهاجرت از اين بهشت خدادادي نشان از اين واقعيت هاي تلخ
است.
آستارا عليرغم دارا بودن امتياز بندري نيز از فلاكت
منطقه تالش در امان نمانده است و سالهاي سال با اندك در آمد كشاورزي و دامي روزگار
گذرانده و ماهيگيري نيز به دليل مرزي بودن بندر از محدوديت هاي ويژه اي برخوردار
بوده است . با تحولات سه دهه اخير و در راس آن با فروپاشي اتحاد جماهير شوروي اميد
ميرفت كه منطقه بن بست تالش به افقي تازه از شكوفايي و پيشرفت دست يابد اما
متاسفانه فئوداليسم كشاورزي اين بار در قالب فئوداليسم تجاري در منطقه عرض اندام
نموده و ميدان داري مينمايد .با اجراي سياست بازارچه هاي مرزي ،آستارا نيز بعنوان
منطقه صفر مرزي در ليست محل هاي مورد نظر قرار گرفت . راه تجارت محدود مرزي باز گرديد و
مردمان آن سوي مرز همانند آدمهايي كه از خواب طولاني و كسل كننده اي بيدار شده
باشند به اين سوي مرز هجوم آوردند
. اما واقعيات با تصورات آنها بسيار متفاوت تر جلوه گر
گرديد ! مردمان اين سوي مرز نيز همانند آنها دست تنگ و ندار بودند . اما فئودال
هاي تجاري بدون فوت وقت و با سوء استفاده از بي توشگي طرفين ، وارد ميدان شده و
شروع به داد و ستد هاي بي حساب و كتاب – بي رويه و غير ضرور نمودند و به ادعاي خود
تجارت را در آستارا رونق دادند!!
سرمايه دارهاي مركز نشين با اجير نمودن اهالي بومي آنان
را به تردد در مرز و واردات و صادرات فرمايشي منطبق با نياز هاي مركز ، وادار
نمودند . اولين ضرر و زياني كه از اين طريق شامل حال اهالي بومي گرديد اين بود كه
كشاورزي و دامداري را رها نموده و به خدمت فئودال ها در آمدند . امروزه اگر چه
آستارا ظاهرا به دليل تردد تاجران و مسافران و خرده خران و خرده فروشان متفاوت به
نظر ميرسد اما بهره واقعي آستارايي ها از اين گذر تنها در حد كرايه دادن منازل و
مسافرخانه ها و فروش مواد غذايي واردشده از مركز به مسافران است و بس ! سود واقعي اين
بازارچه ها كماكان در جيب فئودال هاي تجاري است كه با حمايت هاي ضمني و اغماض هاي
گذرا آستارا را به سوي انحطاط اخلاقي و فروپاشي اجتماعي پيش ميبرند.
فروش فراوان مواد مخدر – مشروبات الكلي – سي دي هاي غير
اخلاقي – وسايل قمار و عيش و عشرت – وسايل بهداشتي و آرايشي تاريخ مصرف گذشته –
لباسهاي ناهمگون با فرهنگ منطقه ......و دهها نوع كالاي ديگر بيش از آنكه موجب
رونق آستارا گردد موجب فروپاشي اخلاقيات در ميان مردمان بومي بويژه جوانان شهر
گرديده است . امروز ديگر شنيندن هر روزه خبرهاي طلاق – كتك كاري – مزاحمت – خانه
فحشا – فساد – قاچاق – گم شدنهاي بي سرنخ .....در ميان مردمان شهر تبديل به اخبار
عادي و روزمره گرديده است . آستارايي كه تا ديروز دارايي نداشت اما اخلاق و فرهنگ
بومي خود را حفظ نموده بود ، امروز نيز فاقد دارايي است و علاوه بر آن امتيازهاي
زيباي اخلاقي و انساني و بومي خود را قدم به قدم از دست ميدهد . براي نجات
آستارا آيا كسي به فكر چاره جويي هست ؟
زهره وفايي – تبريز

http://www.kitablar.com
http://www.kitablar.org/