علل رشد ناسیونالیسم آذر
بايجاني در ایران

           

ماشااله رزمی:

تحول پی درپی در عرصه های بین المللی ، داخلی و محلی دردو دهه پایانی قرن بیستم

زمینه رشد و شکل گیری انواع ناسیونالیسم را در میان اقوام و ملل ساکن در ایران فراهم کرده است این تحولات عبات بوده اند از :

1 -   انحلال اتحاد شوروی و پایان جنگ سرد ، جنبش جهانی شدن و انقلاب انفورماتیک و بوجود آمدن شاهراههای اطلاعاتی که هریک بنوبه خود درافکار ایرانیان اثر گذاشته وقالب های رسمی را دگرگون کرده است .

 

2 -   درعرصه داخلی انقلاب اسلامی جامعه را سیاسی کرده و آگاهان را به بازتعریف هویت ملی خودشان وادارنموده است . انقلاب اسلامی اسلامیت را در برابر ناسیونالیسم قرار می داد بدینجهت ناسیونالیسم بدیل فکری اسلام گرائی شده  است .

3 -   تحولات درساختار اجتماعی آذربایجان ،گسترش شهر نشینی و از بین رفتن بیسوادی در میان نسل جوان و همچنین استقلال مجدد جمهوری آذربایجان در شمال رودخانه ارس آگاهی ملی آذربایجانیان ایران را بالا برده است .

نظر باینکه تاثیر تحولات جهانی در تمام جوامع برای همگان روشن بوده و احتیاج زیادی به بازگوئی ندارد لذا من بعنوان کسی که از آغازهمراه جنبش ملی آذربایجانی ها بوده و قدم بقدم آنرا دنبال کرده ام سعی میکنم علل داخلی رشد ناسیونالیسم آذری را توضیح بدهم وشرح علل محلی رانیز بفرصت دیگری واگذارمیکنم .لازم به یاد آوری است که آذربایجانی ها بیش از یک سوم جمعیت ایران را تشکیل میدهند وبه غیر از استانهای شمالغربی ایران در تمام نقاط کشور نیز پراکنده شده اند بدین جهت مساله آذربایجانی ها مساله تمام ایرانیان  نیز هست .

 

2 - 1 -  انقلاب اسلامی مهمترین عامل رشد ناسیونالیسم درمیان ایرانیان غیرفارس بوده است .

 

در بولتن داخلی مرکز مطالعات استراتژیک ایران وابسته به دفتر ریاست جمهوری نوشته شده است که :

« جنبشهای قومی در ایران بدلیل محتوای غیر دینی آنها تهدیدی برای نظام جمهوری اسلامی محسوب می شوند .»  اصطلاح جنبش قومی در مورد انواع ناسیونالیسم آذری ، کردی ، عربی ، بلوچی و ترکمنی ازطرف حکومت اسلامی و روشنفکران فارس بکار می رود و وزارت اطلاعات وارشاد اسلامی در سال 2000 طی بخشنامه ای به تمام مطبوعات کاربرد عنوان ملی را درمورد جنبش های محلی ممنوع کرده است .

نظر مرکز مطالعات استراتژیک و انواع دستور العمل ها و بخشنامه ها بیانگر آنست که ناسیونالیسم در میان ملل غیرفارس ایرانی به آن حد رشد کرده است که حکومت اسلامی از آن بیمناک می باشد و تضییقاتی که برای گردهمائی ها و تشکل آنان اعمال می شود گویای واهمه حکومت از آنهاست ومهم ترین واصلی ترین دلیل و عامل رشد انواع ناسیونالیسم در ایران نیز انقلاب اسلامی ایران بوده است.

انقلاب اسلامی در وحله اول ژاکوبنیسم خاندان پهلوی را که براساس پان ایرانیسم شکل گرفته بود بر انداخت و راه را برای رشد انواع ناسیونالیسم قومی و زبانی باز کرد و در وحله ثانی با تاکید براسلام شیعی بعنوان هویت اصلی ایرانیان در جامعه چند فرهنگی و چند مذهبی ایران بحران هویت ایجاد کرد .

دهه اول انقلاب سالهای دگرگونی است. ارزشها و معیارهای قبلی همگی نفی می شوند و حکومت اسلامی می کوشد ارزشهای اسلامی را جایگزین ارزش های موجود بکند و چون ارزشهای حکومت اسلامی با سطح آگاهی و فرهنگ مردم ایران نمی خواند لذا حکومت به زور متوسل می شود . حرکتهای ملی در ترکمن صحرا، خوزستان ، آذربایجان و کردستان سرکوب می شوند و حکومت جدید باتکای مشروعیت انقلابی خود ازقدرت نظامی برای سرکوبی جنبشهای ملی استفاده می کند . شروع جنگ ایران و عراق که هشت سال طول می کشد فرصتی است تا همه ایرانیان برای دفاع از تمامیت ارضی ایران همبستگی نشان بدهند و حکومت نیز تبلیغات جنگی را بر ناسیونالیسم ایرانی متمرکز میکند زیراطرف مقابل از ناسیونالیسم عربی حد اکثر استفاده را می کرد با پایان جنگ حکومت اسلامی بار دیگر تبلیغات رسمی را حول اسلام و شیعه گری و شهادت طلبی متمرکز می کند و وظیفه مسلمانان را دفاع از اسلامیت می داند در عوض مخالفان حکومت به ایرانیت و فرهنگ ایرانی رو می آورند و اقوام غیر فارس نیز سعی می کنند ملیت خود شان را مطرح بکنند .

 

2- 2 -  قانون اساسی راه رشد ناسیونالیسم قومی را باز گذاشته است .

 

اصول 15 ، 19 و 48 قانون اساسی جمهوری اسلامی برای دفاع از حقوق اقلیت های قومی و مذهبی تدوین شده اند این اصول گرچه تا بحال اجرا نشده اند اما پوشش خوبی برای طرح خواسته های ملی بوده اند .قانون اساسی در روزهای انقلاب نوشته شده و علیرغم تناقضات زیاد دارای اصولی می باشد که اگر اجرا بشوند بسیاری از نابسامانی های جامعه بر طرف می شود . وجود اصول یاد شده در قانون اساسی به خواسته های ملی مشروعیت قانونی می بخشد و دست حکومت را برای سرکوبی جنبش های ملی می بندد . جنبش ملی آذربایجانی ها در کلیت خود متکی به قانون بوده و ازین طریق توانسته است حقانیت خود را به افکار عمومی نشان بدهد  حکومت نیز خوب می داند که اگر این قوانین نبودند مبارزات ایرانیان غیر فارس که دور تا دور ایران را گرفته اند به اشکال غیر قانونی بروز می کرد .

 

2 - 3 -  جنگ ایران و عراق عامل بیداری ملی شد .

 

جنگ هشت ساله ایران و عراق که خسارات جبران ناپذیر جانی و مالی به هر دو کشور وارد ساخت در عین حال کانون برخورد و آشنائی جوانانی است که با فرهنگهای مختلف از تمام نقاط ایران به جبهه های جنگ اعزام شده اند  آنان در این جبهه ها به توانائی ها و قدرت فرهنگی خود پی می برند و آن عده که زنده میمانند بعد از بازگشت در زادگاه خودشان مبلغ فرهنگ و ملیت و زبان خود می شوند . آذربایجانی ها بدلیل کثرت تعدادشان در میان جمعیت ایران و نیز بخاطر دارابودن فرهنگ مبارزاتی و جنگاوری رشادت زیادی درجنگ ازخود نشان دادند و شهر خرمشهر بزرگترین بندرتجارتی ایران در ساحل خلیج فارس که توسط عراق اشغال شده بود بوسیله لشکر عاشورا که تماما از داوطلبین آذربایجانی تشکیل میشد آزاد گردید و از آن پس عراق درحالت دفاعی قرار گرفت .

آذربایجانی ها بعد از پایان جنگ خواهان سهم بیشتری از قدرت سیاسی و نیز اختیارات محلی بودند زیرا در جبهه های جنگ نشان داده بودندکه شایستگی اداره و دفاع از زادگاه خودشانرا دارند.استان شدن اردبیل بعد از جنگ در واقع بر آورده کردن یکی از خواسته های  جوانان اردبیل است که بیشترین تلفات را نسبت به جمعیت شهر در جنگ عراق داده بودند . پایان دادن به ستم فرهنگی که درهشتاد سال گذشته بمردم آذر بایجان اعمال شده بود خواست اصلی جوانان برگشته از جبهه بود .این خواسته نیروی میلیونی پشت سر خود بسیج می کند و محور اصلی ناسیونالیسم آذری می باشد .

هنوز مطالعه دقیقی از تاثیرات روانی جنگ بر روانشناسی اجتماعی ایرانیان انجام نگرفته است ولی قدر مسلم آنست که بخشی از خشونت موجود در جامعه ایران از نتایج مخرب جنگ است و اگرتا بحال جنبش های ملی در ایران بدام خشونت نیفتاده اند آنرا باید حاصل تلاش فرهنگ سازانی دانست که شیوه های دموکراتیک مبارزه را برای گرفتن حقوق فرهنگی و ملی تبلیغ و ترویج می کنند .جامعه مدنی آذربایجان ایران حول نهادهای فرهنگی شکل گرفته است و آنچه که امروز ناسیونالیسم آذری نامیده می شود ، چیزی غیر از ناسیونالیسم فرهنگی نیست . جنبش آذربایجانی ها برای رفع ستم ملی در این مرحله از زندگی سیاسی ایرانیان بخشی از جنبش سراسری دموکراسی خواهی است که از سال 1997 و پیدایش جنبش اصلاح طلبی وارد فازجدیدی شده است .

 

2- 4 -  جستجوی هویت جدید ایرانیان غیر فارس را به طرف ناسیونالیسم قومی هدایت می کند .

 

از آغاز قرن بیستم نوعی ازهویت که مبتنی بر زبان فارسی و تاریخ باستانی ایران بود رسمیت پیداکرده بود این هویت که می بایست با یک دولت _ ملت واقعی همراه گرددهرگز تثبیت نشد و بدینجهت انقلاب اسلامی با نفی قوانین عرفی و استقرار قوانین دینی بجای آنها به مقابله با دولت _ ملت عرفی برخاست و در جامعه ایران بحران هویت بوجود آورد . حکومت اسلامی مردم را به خودی و غیر خودی تقسیم کرد و برابری همه ایرانیان را در برابر قانون از بین برد در این میان اقوام و ملل غیر فارس ایرانی بویژه آنهائیکه شیعه نبودند و کسانی که اعتقادات دینی نداشتند نه تنها خودرا غیر خودی و شهروندان درجه دوم بلکه طرد شده حس کردند.شورشهای خونین سالهای اول انقلاب در میان اهل تسنن  ایران که چهارده در صد جمعیت کشور را تشکیل می دهند حاصل این بیگانگی ملت با دولت است و کمونیست کشی و قتل عام زندانیانی که بر عقاید خوداستوار بودند فصل غم انگیزی از عدم سازگاری حکومت با اعتقادات ملت است. با چنین حکومتی که شیعه بودن را امتیاز می دانست و در تمام قوانین این حکم را ثبت کرده بود شهروند ایرانی بودن با حقوق برابر زیرسوال می رفت و تمامی کسانی که همفکر و هم دین حاکمان نبودند در تلاش یافتن هویت جدید ی بودندودر این میان آنهائیکه زبان مادری شان غیر از زبان فارسی بود هویت خود را بر زبان خود منطبق کردند و زبان را هویت نامیدند. در شعر کوتاه زیر که اکنون درتمامی گردهمائی های آذربایجانی ها خوانده می شودتعریف هویت بر اساس زبان کاملا گویاست:

 

 

آذربایجان منیم ائلیم

آذربایجان منیم دیلیم

دوغرانسامدا دیلیم دیلیم

منیم دیلیم ئولن دئیر

ئوزگه دیله دونن دئیر

( آذربایجان ملت من – آذربایجان زبان من – اگرقطعه قطعه هم بشوم – زبان من نمی میرد – بزبان دیگرتبدیل نمیشود )

 

ناسیونالیسم آذری از تعریف هویت بر مبنای زبان نیرو می گیرد بخشی از اندیشمندان و محققین آذری کار خودرا برای باز سازی و اصلاح زبان آذری اختصاص داده اند کتابهای زیادی نوشته و سمینارهای متعددی تشکیل شده است و برخلاف گذشته که در تهران آذربایجانی بودن صفت منفی محسوب می شد و استاد شهریار را به سرودن قطعه معروف

« ایاتهرانیا» واداشته است اکنون دفاع از زبان و فرهنگ آذربایجان نشان پیشرو بودن وروشنفکری است .

 

2- 5 -  کادرهای حکومت اسلامی در خدمت ناسیونالیسم قومی قرار گرفتند .

 

در دوران شکوفائی اسلام ، عربی زبان دین و علم وفلسفه ، فارسی زبان دیوان و شعرو ترکی زبان قشون ودربار کشورهای شرقی اسلام بوده است باین ترتیب هر سه زبان بموازات هم و در همزیستی کامل بایکدیگر رشد کرده و بر همدیگر تاثیر گذاشته اند . با توجه به سابقه زبان ترکی در گسترش اسلام و اینکه اسلام در شرق و غرب بهمت لشکریان ترک گسترش یافته است از این رو  بعد از انقلاب اسلامی در ایران روحانیون حاکم که  قصد صدور انقلاب اسلامی را داشتند بخشی از جوانان آذربایجانی را در کادر وزارت خارجه قرار داده و با اعزام آنا ن به کشورهای ترک زبان در صدد تربیت کادربر آمدند . پایان جنگ با عراق و پذیرش آتش بس در عین حال اعتراف به غیر عملی بودن سیاست صدور انقلاب نیز بود و باین ترتیب افرادی که با استفاده از امکانات حکومت اسلامی می بایست صادر کننده انقلاب اسلامی به کشور های ترک زبان باشند  تبدیل به وارد کننده فرهنگ ملل ترک زبان بداخل ایران شدند  آنان با جوامع ترک زبان خارج از ایران آشنا شده و هویت جدیدی پیدا کرده و مبلغ فرهنگ وزبان مادری خودشان شده بودند . این عده که با کنار گذاشته شدن سیاست صدور انقلاب اسلامی در کادر اداری و مسئولیت های داخل کشور قرار گرفته بودند امکانات مناسبی برای همشهریان خود ایجاد میکردند و خود نیز از فعالین ناسیونالیسم فرهنگی آذربایجان بودند . با گذشت زمان بخشی از این نیرو در کادر پارلمان ، بخشی بعنوان روزنامه نگار و بخشی نیز بعنوان استاندار و فرماندار به تاثیر گذاری در سیاست کشور پرداختند و آن عده نیز که بصف مخالفان جمهوری اسلامی پپوسته و از قدرت رانده شده بودند اکنون سرسخت ترین مخالفان حکومت و از رهبران ناسیونالیسم آذری می باشند . در واقع نه تنها انقلاب اسلامی فی نفسه در گسترش ناسیونالیسم قومی در ایران موثر بوده بلکه خود رهبران جمهوری اسلامی نیز بر خلاف میل خود در عمل به رشد ناسیونالیسم آذری کمک کرده اند و حتی در بعضی از شهر ها که ترکیب قومی مختلط دارند امام جمعه ها تحت عنوان دفاع از شیعیان در مقابل سنی ها خود پرچمدار ناسیونالیسم آذری هستند .

 

2 - 6 -  عملکرد حکومت اسلامی موجب فاصله گیری ایرانیان از اسلام و پناه بردن به ناسیونالیسم شد .

 

انقلاب اسلامی ایران که در آغاز با تائید کشورهای غربی و برای ایجاد دیوار سبز حول اتحاد شوروی پیروز شده بود ازهمان لحظه پیروزی از طرف شوروی حمایت شد و به کانون مخالفت با غرب و دموکراسی غربی تبدیل گردید  . ایجاد حکومت اسلامی روحیه نبیادگرایان اسلامی را در سراسر جهان تقویت کرد و ایران اسلامی پشت جبهه تمامی نیروهائی شد که سودای انقلاب اسلامی درهمه کشورهای مسلمان و بلکه در تمام دنیا را داشتند .

از دهه دوم استقرار حکومت اسلامی در ایران به بعد تاثیر عملکرد حکومت اسلامی در ایران درست بر عکس تاثیر آن در خارج از ایران گردید یعنی اگر مردم کشورهای اسلامی در اشتیاق داشتن حکومتی نظیر حکومت اسلامی ایران بودند که علل آنرا باید در خود حکومتهای کشورهای اسلامی جستجو کرد ، در داخل  ایران تمامی نظرسنجی ها نشان می دهد که اکثریت مردم ایران ازحکومت اسلامی رویگردان شده اند و حکومت اسلامی ایران نه باتکاء خواست مردم بلکه باتکای سیستم دیکتاتوری که هزینه آن از در آمد نفت تامین می شود برسر قدرت مانده است . ایدئولوژی اسلامی نتوانست جامعه ایران را متحد و همبسته بکند . ایده جامعه سوسیالیستی نیز که در ایران طرفداران زیادی داشت با فروریختن دیوار برلن به تاریخ سپرده شد . جامعه ایران نیز فاقد تجربه دموکراسی انتخابی بود و در نهایت تنها ایدئولوژی که می توانست آلتر ناتیو ایدئولوژی اسلام بنیاد گرا باشد چیزی غیر از ناسیونالیسم نبود . حکومت شاه با ازبین بردن تمامی احزاب سیاسی جامعه را در مراحل بحران سیاسی بی دفاع کرده بود و زمانیکه جامعه ایران احتیاج به دگرگونی داشت تنها تشکل موجود نهاد مذهب وشبکه مساجد بود که مردم به آن اعتماد کردند و بعدا ازکرده خود پشیمان شدند . اکنون حکومت اسلامی نه تنها کلیه احزاب و جمعیت های غیر حکومتی را ازبین برده است بلکه نهاد مذهب را نیز در میان مردم از اعتبار انداخته است و در حال حاضر تنها رابطه ای که مردم می توانند بدون دخالت حکومت با همدیگر داشته باشند رابطه های قومی ومناسبات هم ولایتی بودن است . یعنی حکومت راههای مشارکت مردم را مسدود کرده وتنها رابطه طبیعی و بی خطر رابطه ناسیونالیستی است . این رابطه ها با نوعی از مقاومت فرهنگی در مقابل ایدئوژی اسلامی تلفیق می شود و ناسیونالیسم و رژیونالیسم را تقویت می کند .

 

2- 7 -  تعدد مراکز قدرت در مذهب شیعه زمینه عدم تمرکز را فراهم می کند .

 

اسلام بویژه اسلام شیعی در ذات خود غیر متمرکز و مانند تمامی ایدئولوژی های دوران قرون وسطی به رژیونالیسم متکی می باشد . مراکز متعدد قدرت حول رهبران مذهبی که حکومت اسلامی ایران کاملترین شکل آنرا بنمایش گذاشته است مانع شکل گیری دولت واحد وتصمیم گیری مرکزی است در چنین شرایطی امام جمعه ها و نمایندگان ولی فقیه مراکزتصمیم گیری متعدد دراستانهای کشور بوجود آورده اند و از این روی دولت جمهوری اسلامی ایران فاقد سیاست واحد در برابر خواسته های اقوام مختلف ایرانی است رهبران حکومت اسلامی  در مورد آذربایجانی ها بعد از سرکوبی جنبش طرفداران شریعتمداری در سال اول انقلاب  نظریات متفاوت داشتند و تنها طی سه سال گذشته برای مقابله با گردهمائی های عظیم آذربایجانی ها مخصوصا گردهمائی دهها هزار نفری سالیانه در قلعه بابک ، اطلاعات سپاه پاسداران سیاست مشخصی برای جلوگیری از این گردهمائی ها تهیه کرده و بخشی از پان ایرانیست های افراطی را جهت مقابله نظری با ناسیونالیسم آذری بخدمت گرفته است .

نبود مرکز تصمیم گیری واحد ونبود سیاست مشخص در برخورد با مسائل اقوام و ملیت های ایرانی امکان رشد جنبش های ناسیونالیستی را زیاد کرده است وناسیونالیسم آذری با داشتن مدافعانی در درون حاکمیت اسلامی از این امکان ها بهره برده است .

 

2- 8 -  جنبش اصلاح طلبی ناسیونالیسم آذری را ارتقاء داد.

 

انتخاب شدن یک رئیس جمهوراصلاح طلب دینی در سال 1997 و تشدید اختلافات درونی جناحهای حکومت اسلامی فرصتی را فراهم کرد تا فضای سیاسی جامعه ایران اندکی باز شود و بسیاری از ناگفته ها با صدای بلند گفته شود . حاصل این گشایش نسبی پیدایش دهها روزنامه سراسری و صدها روزنامه ونشریه محلی بود . درتمام شهرهای بزرگ آذربایجان ازجمله تبریز ، ارومیه ، اردبیل و زنجان روزنامه های پیشرو منتشر شدند و کتابهای زیادی در باره فرهنگ وتاریخ آذربایجان چاپ گشت سوژه اصلی  همه این نشریات مسله ملی بود ازآنجمله نشریات دانشجوئی مسائل اقلیت های قومی و مذهبی را بدون سانسور مطرح می کردند .

فضای سیاسی مناسب و وجود نشریات محلی که با جسارت خواسته های فرهنگی ، سیاسی و اقتصادی آذربایجان را بیان می کردند زمینه گردهمائی های بزرگ و تشکل یابی خودبخودی را فراهم کردند تا اینکه بیست سال بعداز انقلاب سال 1979 برای اولین بار در تاریخ آذربایجان صدها هزارنفر در قلعه بابک جمع شدند و دو روز و دوشب به خواندن آواز و سرودهای آذری پرداختند و سخنرانان خواسته های فرهنگی و سیاسی _ اقتصادی آذربایجان را برای مردم توضیح دادند .در واقع نیروی ناسیونالیسم آذری که طی سالها انباشته شده بود باباز شدن کوچکترین فرجه سیاسی اهمیت وگستردگی خودرا نشان داد و خواستار رفع تبعیض ملی شد ، خواسته ها فراوان هستند اما در راس تمامی آنها مساله زبان ترکی آذربایجانی قرار دارد .                       

 

                                               بیست هشتم ماه مه 2004 –  واشنگتن  - کنفرانس بین المللی مطالعات ایرانی